×× به یاد قیام مردمی 30 تیر: شعری از فریدون مشیری به همین مناسبت و یادی از دکتر محمد مصدق

هرگز سپیده‌دم را

 این گونه سرخِ سرخ ندیدم

رگبارِ بی‌امان قساوت را

هرگز

این سان درازنا نشنیدم،

موج عظیم مردم،

جوشان و دادخواه

فریاد می‌کشیدند:

«ازجان خود گذشتیم،

با خون خود نوشتیم،

یا مرگ یا مصدق،

یا مرگ یا مصدق»

پژواک این خروش

تا اوج آسمان خدا پرکشیده‌بود

 و آیا! به جای پاسخ

رگبار بی امان قساوت

بانگ گلوله های منظم

هم‌رنگ خون، رها

آوار مغزهای پریشان

بر سنگ‌فرش‌ها

رگبار بی امان قساوت تمام روز

پیوند لحظه‌ها را

از هم گسسته‌بود.

موج عظیم مردم،

با غرش مصدق پیروز است،

مصدق پیروز است.

کوبان چون منجنیقی

دیوار پایداری دشمن را

درهم شکسته بود. 

پیروزی بزرگ به دست آمد،

آن رهبر، آن پدر

آن روز اولین سخنش این بود:

«ای همرهان مرا

پایین پای این شهدا خاک می کنید!»

اما بزرگ ارتشداران فرمانده،

در روز واقعه،

این واپسین وصیت او را

از بیم آن که شورش و غوغا شود پدید

در منتهای سنگدلی مصلحت ندید،

ناچار

با پیکر تکیده ی زندان‌کشیده‌اش

تندیس افتخار

همراه آرمان بزرگش:

ایران سربلند، ایران استوار،

در روستای دوری

در خاک آرمید.

بسیار سال‌ها که گذر کرد،

فرماندهان مغرور،

اینک

در خاک خفته‌اند

آن گونه بی‌نشان که توانی گفت،

هرگز نبوده‌اند و کلامی نگفته‌اند.

اما هنوز

همواره و همیشه

هر تیرماه همهمه ای از صدای تیر

رگبار بی امان قساوت

در گوش جان مردم آگاه

بیدار می شود.

تا جاودان

حماسه‌ی آن روز با‌شکوه

پیروزی اراده ی مردم

در نسلِ بعد نسل

در برگ‌برگ تاریخ

روشن

چو آفتاب

پدیدارمی شود.

(از ایران و پنج ترانه سرا - فریدون مشیری -انتشارات مهر و ایر - 1386)

زنده‌باد فريدون مشيري

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
×× به یاد خسرو شکیبایی و قطعه ای از مهربانی او
  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
×× نمونه‌ي امضاي هنري فرح ديبا بر پايين آثارش

ديروز كه مطلبي درباره‌ي نمونه‌ي آثار طراحي‌هاي فرح ديبا گذاشتم، اين دو تا عكس از قلم افتاد. يكي از اين عكس‌ها تمرينات هندسه در معماري است و ديگري امضاي فرح ديبا بر پايين آثار طراحي‌اش:

پيوند اين نوشته در بالاترين

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
×× نمونه‌اي از طراحي‌هاي فرح ديبا (پهلوي)، ملكه‌ي پيشين

فرح ديبا پيش از آن‌كه همسر محمدرضا پهلوي شده و بانوي نخست دربار گردد، در پاريس مشغول تخصيل در رشته‌ي معمراي بوده‌است. اين‌ها نمونه اي طرح‌ها و كروكي‌هاي وي است كه در مجله‌ي هنر و معماري، مرداد-آبان 2535 (ش35-36) چاپ‌شده‌بود.

مطلب امروز در همين باره

پيوند اين نوشته در بالاترين

  • Currently 5/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
×× قانون اساسي، محيط زيست و انقلاب مخملي: توسعه‌ي پايدار - گم‌شده اي در امروز سرزمين ما !

چندروز پيش شمال كشور بودم. گذشتن از جنگل گلستان و ديدن وضع رقت‌بار آن، مو به تنم سيخ كرد. باورم نمي‌شد. اين‌همه درخت قطع‌شده‌بود. وضع نابهنجار كارگاه‌هاي راه‌سازي، سيمان و قير و آسفالت و سنگ، تنه‌هاي درختان سبز كه چنين بيدادي رو به ياد نداشتند. در جاي جاي آن هم كه زباله‌ و ظرف‌هاي يك‌بار مصرف از نشستگان و رفتگان به‌جا مانده‌بود. گويي گرد مرگ پاشيده‌اند بر اين جنگل كه نام پرطمطراق پارك ملي را يدك‌مي‌كشد.

 اصل پنجاهم قانون اساسي مي‌گويد كه "در جمهوري اسلامي، حفاظت محيط زيست كه نسل امروز و نسل‌هيا بعد بايد در آن حيات اجتماعي روبه‌رشدي داشته‌باشند، وظيفه‌ي عمومي تلقي‌مي‌گردد. از اين رو فعاليت‌هاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غيرقابل جبران آن ملازمه پيداكند، ممنوع است."  و همه بايد بكوشند تا آن را بيشتر نابود كنند. بيلان فعاليت اقتصادي و عمراني با ميزان نابودي طبيعت سنجيده‌مي‌شود. اما روزگار بازي‌اي ديگر دارد و كاملا برعكس، انگار كه هيچ كار عمراني‌اي كه باعث نابودي محيط‌زيست نشود، ممنوع است.

سال گذشته در چنين روزهايي، نابودي درياچه‌ي بختگان صداي دوست‌داران طبيعت را درآورد. اين داستان گويي حديث مكرر اين سرزمين است كه نهادهاي پاسدار محيط‌زيست و ميراث فرهنگي، ضعيف‌ترين و بي‌دست‌وپاترين نهادهاي آن است. و در اين ميان آن‌چه از بين‌مي‌رود به نام توسعه، چبران ناپذير مي‌نمايد.

1- سالهاست توسعه‌ي يك‌جانبه و بدون توجه به پي‌امدهاي آن راه‌ورسم كشورهاي جهان سوم -توسعه نيافته و يا حتا در حال توسعه - تبديل‌شده و توسعه چنان معبود معهودي گرديده كه براي در آغوش گرفتن‌اش هر چيز قرباني مي‌شود. توسعه مطلوب است در صورتي كه به دست آوردن يك چيز به قيمت از دست دادن چيزهاي ديگر نباشد. كشورهاي توسعه‌يافته و پيشرفته اين راه را رفته‌آند و نتايج زيان‌بار آن را هم ديده‌آند چندان‌كه امروز از اين واقعيت درس‌گرفته و ديگر آن را تكرار نمي‌كنند. در پس هر طرح توسعه‌ي آنها هزاران ساعت مطالعه‌ي مفيد - نه تنها كاغذ سياه‌كردن كه خود لطمه‌اي به محيط‌زيست است - در شناخت شرايطِ زيست‌بوم طرح دارند. بحث تخريب تنها به محيط زيست محدود نمي‌شود چنان‌چه بسياري از طرح‌هاي توسعه‌اي به ويران‌كردن و ازبين بردن آثار باستاني و ميراث فرهنگي نيز مي‌آنجامد.بدين منظور واژه‌ي پايداري يا sustainability را چون پيشوندي بر سر نام هر رشته‌اي گذاشته‌اند تا دقت و اقبال خود را به مقوله‌ي محيط زيست و حفظ طبيعت نشان‌دهند. توسعه‌ي پايدار از جمله‌ي اين اصطلاحات است. كه در چند دهه‌ي اخير رواج‌يافته است. کمتر مخاطبي توانسته است مفهوم دقيق آن را به علت ابهام در معنا ،تفسير و عدم تناسب در کاربرد ها به درستي درک کند و احتمالاً يکي از سبب‌هاي موفقيت اين اصطلاح در اين وافعيت نهفته است که افراد مختلف با هدفهاي متفاوت مي توانند آن را با بي دقتي به کار برند. (جمال معيني - توسعه پايدار - فصلنامه صلح سبز شماره دوم و سوم .تهران - پائيز1378) کميسيون جهاني محيط زيست و توسعه (کميسيون برونتلاند)اين واژه را به اين شکل تعريف مي کند:"توسعه اي که نيازهاي نسل حاظر را بدون لطمه وارد کردن به توانايي‌هاي نسل‌هاي آينده در برآوردن نياز هاي خود برآورده مي سازد(آينده مشترک ما :گزارش کميسيون جهاني محيط زيست و توسعه (برونتلاند)) اصطلاح توسعه پايدار به طرح توسعه و اصل پايداري اشاره مي کند . در طرح توسعه به شاخص‌هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي واجتماعي اشاره دارد ودر اصل پايداري به ثبات زمينه ها وعرصه هاي طيبعي زندگي در دازمدت اشاره مي کند.

2- زماني مطلبي خواندم ( نمي‌دانم كجا، احتمالا روزنامه‌ي شرق، كي ؟؟؟ ) بدين مضمون كه تصميم‌گرفته‌شد براي كمك به مردم خوب و زحمتكش يك منطقه‌ي ييلاقي و سرسبز و اشتغال‌زايي براي جوانان، كارگاهي صنعتي در آن جا احداث‌شود. براي آماده‌كردن زمين، لازم بود تا رودخانه‌‌‌ي محلي تغيير مسير داده و بركه موجود نيز خشك شود. اين كار انجام‌شد. چندي بعد مردم منطقه متوجه شدند كه قورباغه‌هاي بسياري آرامش آن‌جا را به‌هم زده‌‌آند. اين قورباغه‌ها كه در رودخانه‌ي سابق زندگي مي‌كردند در پي از دست دادن محيط زندگي خود آواره‌ي مناطق مسكوني مردم شدند. به لطه دوستان و با سموم خاص شر اين موجودات خناس برداشته شد. تا اينكه اين بار پشه‌ها و حشرات كه خوراك قورباغه‌هاي مرحوم بودند به منطقه هجوم‌اوردند. كار اين موجودات موذي هم با سم يك‌سره شد و مردم خوشحال از اين توانايي به زندگي و كشاورزي خود پرداختند. اما خوب كشاورزان بيچاره متوجه شدند كه نوع خاصي از آفت آن سال محصولات كشاورزي‌‌ي‌شان را از بين برده است . تحقيقات نشان داد كه پشه‌ها عامل رشدنگردن اين آفت در محدوده بوده‌آند. اين بار اما سم و آفت زدايي كاري از پيش نبر د و با آلوده شدن خاك كشاورزي چندان از رونق افتاد كه بسياري از مردم با فروختن نيمه بهاي زمين‌هاي‌شان ناچار به ترك منطقه و مهاجرت شدند. نتيجه‌ي عدم توجه به محيط زيست در امر تويعه را ديديد كه نه تنها باعث رفاه مردم منطقه نشد كه حتا آنها را بي‌خانمان و دربه‌ٱر هم كرد.

3- سال‌ها پيش نياكان ما براي آبياري زمين‌هاي خود و به دست اوردن آب لازم، قنات ها را حفركردند. قنات و كاريز دست‌اوردي ايراني براي غلبه بر كمبود آب در فلات ايران بوده‌است. متاسفانه در سال‌هاي اخير بدون توجه به قنات‌ها و لاي‌روبي نكردن آنها بسياري از قنات‌ها خشك شده و كشاورزان براي تحصيل آب به حفر چاه‌هاي عميق و نيمه‌عميق پرداختند. خروج بي‌رويه‌ي آب از سفره‌هاي زيرزميني و عدم بازگشت به چرخه طبيعي، علاوه بر كاهش منابع آبي باعث فشرده‌شدن لايه‌هاي خاكي و سنگي شده و امكان رخ‌دادن زلزله را در اين مناطق بسيار افزايش داده است. لطف امروز به كشاورزان در دادن مجوز حفر چاه، شايد بلايي آتي بر سر آنها بياورد كه جبران‌نشدني باشد.

4- نسل بسياري از حيوانات بومي اين سرزمين در معرض انقراض است. روزگاري شكارچيان غيرمجاز اين جانوران را تهديد مي‌كردند. زماني ايران تفرج‌گاه شيوخ نازپروده‌ي عرب بود تا دلي از عزا درآورده و با شكار شادي‌كنند. اين روزها هم كه انواع و اقسام طرح‌هاي توسعه‌اي، تاسيس كارخانه، احداث راه و ... حيات طبيعي سرزمين‌مان را نشانه‌رفته‌است. شير ايراني و ببر مازندران از بين رفته و اين اتفاق شايد براي يوزپلنگ و بسياري ديگر از جانوران بيفتد. بزرگي فاجعه به قدري است كه مي‌دانيم اگر تمام علم آدميان جمع‌شود نمي‌تواند حتا يك موجد زنده را بيافريند و جانداري كه از بين رفت ديگر بازگشتني نيست. اين خود باعث به هم خوردن توازن زيستي در سرزمين ما و كاهش يا افزايش رده‌هاي بعدي چرخه غذايي جانوران مي‌شود.

5- ايران سال‌هاست كه مي‌نازد كه مقام سوم سدسازي‌ي جهان را دارد. خوش‌به‌حالمان اما اي كاش ساخت اين سدها باعث تهديد زمين‌هاي بالادست و پايين‌دست نمي‌شدند تا شادي‌ي به آب‌رسيدن مردماني با غم از بين رفتن بخشي از اين سرزمين‌ هم‌زمان نباشد. افزون بر اين كه گاه اين سدها مانند سد سيوند چنان جنجالي مي‌شوند كه حتا ميراث فرهنگي‌مان را هم تهديد مي‌كنند. سدي كه هيچ توجيهي براي ساخت‌اش وجودندارد و زمان‌بر شدن ساخت آن، 1375 تا كنون، موقعيت خاص آن كه ممكن است به محدوده‌ي پاسارگاد آسيب رسانده و راه‌شاهي و آثار مدفون در تنگه بلاغي را براي هميشه به فراموشي بسپارد. علاوه بر آن موقعيت سد چنان است كه به علت وجود آبرفت‌ عميق در زير آن، حدود 150 متر، امكان آب‌بندي سد وجود نداشته و با صرف مقدار زيادي بتن باز هم اين كار نشدني است و سد آب پس خواهد داد. نخستين آسيب جدي ساخت سد هم گويا با خشك‌شدن درياچة‌ي بختگان پيش آمد.

6- پارسال درياچه‌ي بختگان خشك شد و هزاران فلامينگوي مهاجر با گرفتاري در شن و نمك تلف شدند. بسيج مردمي و دوستداران محيط زيست باعث نجات بخشي از فلامينگوها و جوجه ها شد ام 1500 تا 2000 قطعه ازبين رفتند. گمانه‌زني‌ها درباره‌ي علت خشك شدن ساخت چندين سد در بالادست مي‌باشد. سد درودزن يكي از اين سدهاست اكه احتمالا تاثيري در خشك‌شدن نداشته چرا كه ساخت و آبگيري‌ي آن به سال 1354 مي‌رسد. دو سد ديگر كه بر سرشاخه‌هاي رود كر زده‌شده، سد ملاصدرا و سيوند است كه اين آخري، تازه آبگيري شده و احتمال تاثيرگذاري‌اش بيستر است. علاوه بر تلف‌شدن فلامينگوها اين فاجعه پي‌آمدهاي ديگري عهم دارد از جمله اين‌كه:

- به دنبال این رویداد پیوستگی میان دو دریاچه طشك و بختگان از یبن خواهد رفت (همانگونه كه در سال‌های خشكسالی از میان می‌رود) كه نتیجه آن خشك شدن دریاچه طشك خواهد بود چرا كه هم اكنون شوری دریاچه طشك به 1200 واحد رسیده است كه حدود 4 برابر سال‌های پرآب گذشته می‌باشد. آن گاه است كه فاجعه زیست محیطی برای نی‌ریز رخ خواهد داد.

- مهاجرت نكردن پرندگان باعث افزايش آفت‌های گیاهی و جانوری (بدلیل شکار نشدن بوسیله این پرندگان) خواهد بود. نتیجه‌ي این رویداد، کم شدن فراورده‌های کشاورزی و دامپروری، و زیادشدن مصرف بی‌رویه کودهای شیمیایی خواهد بود.

- چاه‌های پیرامون دریاچه، نخست شور (همانگونه كه برخی از آن‌ها هم اكنون شده‌اند) و پس از آن تلخ خواهند شد (یعنی زه دریاچه را خواهند كشید) كه دیگر نه تنها كوچكترین سودی برای كشاورزی نخواهد داشت بلكه باعث ناباروری زمین‌های كشاورزی در آینده خواهد شد كه گاهی برای بازیافت دوباره آن‌ها چندین ده سال لازم است.

- آب دریاچه نی‌ریز مصرف كشاورزی ندارد. بخار آب برخاسته از دریاچه باعث افزایش رطوبت هوا می‌شود و بعلت بلند بودن ارتفاع كوه‌های پیرامون نی‌ریز، رطوبت حاصله در هوا باقی مانده و باعث ثمردهی درختان انجیر، بادام، رز و زیتون در كوه‌ها می‌شود (كه می‌توان به نوعی آن را آبیاری مصنوعی كوه‌ها نامید). با خشكی دریاچه، دیگر بخار آبی از دریاچه برنخواهد خواست و در نتیجه محصولات كوهی نی‌ریز (به ویژه انجیر و بادام) به شدت كاهش خواهد یافت.

- باد برخاسته از سطح خشك‌شده‌ي درياچه، داراي ذرات نمك، شن و نيز بقاياي جانوران تلف شده است. اين باد كه به سمت شهر ني‌ريز مي‌وزد باعث بروز بيماري‌هاي پوستي، تنفسي و... شده و فاجعه‌اي مانند آن‌چه چندين سال پيش براي ساكنان پيرامون درياچه‌ي آرال اتفاق‌افتاد، ني‌ريز را تهديد مي‌كند.

- و بسياري ديگر از اين دست

مي‌بينيد كه احداث غيركارشناسانه‌ي سد - سيوند - براي كمك به مردم بخشي از كشور و آبياري زمين‌هاي كشاورزي چگونه حيات و زندگي‌ گروهي ديگر را به‌خطرمي‌اندازد.

7- هنوز تلخي‌‌ي اين خبر از ذهن‌مان نرفته‌بود كه شنيديم شركت نفت عمليات كاوش و خفاري در پارك ملي‌ي كوير، تنها زيست‌گاه يوزپلنگ ايراني، را براي اكتشاف نفت و گاز آغازكرده ايست. نكته‌ي جالب عدم تهيه‌ي هيچ گزارش زيست‌محيطي براي اين طرح است. يوزپلنگ ايراني سال‌هاست در خطر مي‌باشد و تلاش‌هاي علاقه‌مندان براي حفظ آن به كندي پيشرفت مي‌كند. احداث راه، كارخانه‌ها و ... باعث كوچ كل و بز كه شكار يوزپلنگ است از منطقه شده و بسياري از آنها از گرسنگي جان باخته اند. برخي نيز به مناطق مسكوني نزديك شدند كه مردم آنها را كشتند. اين عمليات تازه نيز همان تعداد اندك را باز به‌خطر مي‌اندازد. ترا به خدا بس كنيد.

8- امروز مي‌شنويم كه عبور راه از ميان تالاب انزلي، اين زيست‌گاه طبيعي را تهديد كرده و از بين‌خواهدبرد...

9- عبور پل از ميان درياچه‌ي اورميه هم كه فاجعه‌اي ديگر است. و زيست‌بوم طبيعي آذربايجان را تهديد مي‌كند.

 

10-سال‌هاست مسوولان گردشگري از عدم اقبال خارجيان به سفر به ايران باوجود داشتن پتانسيل فراوان مي‌گويند و مي‌نالند. تصميم هاي آني و بعضا متناقض و برخي قوانين داخلي مانع سفر گردگشران به ايران مي‌شود. با اين وجود سرزمين ايران سال‌ها ميزبان گروه‌هاي مهاجر پرندگان بوده كه همواره فصل سرد يا گرم را در مناطق خوش‌آب‌وهواي ايران سپري ‌مي‌كردند. اين مهاجران بي‌آزار اما به‌دليل كم‌توجهي ما و از بين رفتن زيست‌گاه‌هاي‌شان ديگر نخواهند آمد. آدميان را شايد روزي بتوان راضي به سفر كرد اما پرندگان را نه ....

11- اگر روزنامه‌هاي گذشته را ورق بزنيد، به سخنان تريبون‌هاي رسمي دولتي گوش‌دهيد،  در جاي‌جاي آن به سخناني از مشاوران رييس‌جمهور و وزير ارشاد برمي‌خوريم كه تعبير كودتاي خزنده‌ي مطبوعات عليه دولت و براندازي نرم و انقلاب رنيگن و مخملي را به‌كار برده‌اند. واژگان و تعابير تازه‌اي كه در دولت نهم وارد ادبيات رسانه‌اي شده‌است و توجه بسياري و نقد و نظر فراواني را حتا در سطح مجلس برانگيخت. اما متاسفانه سال‌هاست كه طبيعت ايران نه با براندازي نرم كه با براندازي سخت و آهنين، نه با انقلاب رنگي كه با تخريب سياه و نه با انقلاب مخملي كه با چرخ‌هاي زمخت ماشين‌هاي صنعتي  از بين مي‌رود و اين كودتاي خزنده مدتهاست كه در حال رسوخ در دل طبيعت ايران است و صدايي از هيچ كس در نمي‌اورد و تيتر يك روزنامه‌ها نمی‌شود و حساسيت برنمي‌انيگزد. افسوس و صد افسوس ...

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
×× هم‌صدايي وبلاگ‌نويسان در اعتراض به نابودي تالاب‌هاي ايران - فراخوان

اگر به‌يادداشته‌باشيد، چندي‌پيش موجي به‌"نام موج سبز ويلاگستان به‌راه افتاد و انصافا هم كه بازخورد خوبي داشت. امروز متوجه‌شدم كه دوست خوبمان خانم مژگان جمشيدي، دراعتراض به ازبين‌رفتن تالاب‌هاي كشورمان، درخواست همراهي با موج سبزي تازه را داده‌است. اين مطلب را بخوانيد. به اين و اين هم سري بزنيد و اگر مايل بوديد نوشته‌اي در اين‌باره بنويسيد يا نشان زير را در حاشيه‌ي وبلاگ‌هاي خود قراردهيد. به‌اميد روزي كه طبيعت كشورمان قرباني جاه‌طلبي‌هاي بيهوده‌ي دولت و مردم نشود.

فراخوان موج سبز- پشتيباني از تالاب‌هاي ايران

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
×× اولين زني كه ديپلم رياضي گرفت!

نكتار پاپازيان آندرف (Nektar Papazian Andreff)، نخستين زني بود كه در ايران ديپلم رياضي گرفت. وي در اراك متولدشده و تحصيلات ابتدايي و دبيرستان را در تهران انجام‌داد. پس از گرفتن ديپلم رياضي وارد دانشگاه تهران شد و در رشته‌ي معماري ادامه‌ي تحصيل‌داد. وي جزو نخستين معماران زن ايران بود كه در دهه‌ي 40 به اين حرفه روي آورد.  پس از فارغ‌التحصيلي به فرانسه رفته و در آنجا نيز درس‌خواند. آندرف نام فاميلي همسر فرانسوي‌اش است كه پس از ازدواج به اين نام خوانده‌مي‌شد.

 

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
×× 12تير، روزي كه هم‌ميهن، هم‌بند آزادي شد. (وعكس‌هايي از تحريريه)

امروز 12 تير ، براي خيلي‌ها و از جمله من يادآور سالروز سقوط هواپيماي ايراني برفراز خليج پارس است. روز تلخي كه تا مدت‌ها تصاوير آن بر ذهن كودكانه‌ي ما در سال 67 باقي‌ماند.

اين روز اما براي اهالي مطبوعات در سال 86 روز تلخي بود كه روزنامه‌ي هم‌ميهن لوگوي هم‌ميهنرا هنوز پاتگرفته توقيف‌كردند. اردي‌بهشت 86 در برخي از بيلبوردهاي تهران پوستر بزرگي نصب‌شده‌بود كه خبر از آمدن دوباره‌ي روزنامه‌ي هم‌ميهن را پس از 9 سال مي‌داد. در گوشه‌ي اين پوستر لوگوي روزنامه چاپ‌شده‌بود، لوگويي كه در طي كمتر از دو ماه نشان آشناي روزنامه‌خوانان شد. هم‌زماني انتشار هم‌ميهن با رفع توقيف شرق كه از 20 شهريور 85 توقيف‌بود. خبر از آمدن روزهاي شيريني مي‌داد كه شوربختانه ديري نپاييد.

هم‌ميهن، اما با تيمي حرفه‌اي و به سردبيري محمد قوچاني كه از شرق جداشده‌بود و با ظاهري زيبا از 23 اردي‌بهشت (اگر اشتباه نكنم) به‌روي پيشخوان رفت. اين روزنامه هر روز در دو مجلد يكي در قطع معمولي و ديگري در قطع كوچك و به‌نام روزنامه‌ي دوم چاپ مي‌شد. مطالب متنوع و نگارش عالي موضوعات به‌زودي باعث‌شد تا هم‌ميهن جاي خود را بازكند.

اما قصه جور ديگري ادامه‌يافت. 12 تير 86، هم‌ميهن با تيتر بزرگ صفحه‌ي نخست روزنامه‌ي هم‌ميهن 12 تير 86مسووليت پنجم سخنگوي دولت روانه‌ي روزنامه‌فروشي‌ها شد. اين تيتر يادآور پذيرش رياست ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز ازسوي غلام‌حسين الهام بود. سمتي كه افزون بر سخنگويي دولت، وزارت دادگستري، عضويت در شوراي نگهبان و استادي دانشگاه بود. اما اين همه‌ي مطلب نبود. در يكي از صفحات داخلي، خبر سهميه‌بندي برق از ميان گفته‌هاي رييس‌جمهور در ديدار همتاي ونزوئلايي‌اش چاپ‌شده‌بود كه با نكذيب جوانفكر مشاور احمدي‌نژاد مواجه‌شد. جوانفكر گفت كه برخي از روزنامه‌هاي صبح سه‌شنبه از سهميه‌بندي برق از سوي رييس‌جمهور خبرداده‌اند كه مطلبي كاملا بي‌اساس و و يك نسبت دروغ به رييس‌حمهور است. اين اما همه‌ي ماجرا نبود. هم‌ميهن در روزنامه‌ي دوم‌اش با چاپ عكسي از احمد جنتي، دبير شوراي نگهبان و انتخاب عنوان «خواب بزرگان» اشاره‌اي به سخنان جنتي در نمازجمعه‌ي تهران در سالروز انتخاب احمدي‌نژاد كرده‌بود كه در جايي گفت: «چند روز پيش يكي از دوستان مي‌گفت در زمان انتخابات در تاكسي از راننده پرسيدم به چه كسي راي مي‌دهي؟ او گفت: نمي‌دانم اما مادرم كه چند سال پيش فوت كرده ديشب به خوابم آمد و گفت به احمدي‌نژاد راي بده!!»

 

 

روي جلد روزنامه‌‌ي دوم هم‌ميهن 12 تير 86اينچنين بود كه كاسه‌ي صبر مسوولان سرآمد و قاضي مرتضوي پيش‌فراول شد تا به دليلي كه آن را نقص در روند رسيدگي به پرونده‌ي منتهي به رفع توقيف هم‌ميهن ناميد، روزنامه‌اي ديگر با به محاق فرستد. بدين ترتيب در آخرين ساعات روز 12 تير، خبري در ميان اصحاب رسانه پيچيد كه نشان از توقيف هم‌ميهن پس از انتشار 43 شماره مي‌داد و اين‌گونه هم‌ميهن در كنار بسياري ديگر از مطبوعات اين سرزمين و صرفا به‌دليل كم‌طاقتي و كوته‌نظري متوليان فرهنگي‌اش هم‌بند مفهوم آزادي‌اي شد كه سال‌هاست در اسارت حاكمان است. عكس‌هاي تحريريه در آن روز نشان از غم بزرگي در دل اين جوانان دارد. خوشحاليم كه بخشي از اين دوستان اين روزها در هفته‌نامه‌ي شهروند امروز بار ديگر باعث رونق مطالعه در ميان مردم شده‌اند. استقبال و نفوذ اين نشريه يادآور موفقيت اين بزرگان است.

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
×× آقاي احمدي‌نژاد، ممكنه دست از اين بازي‌ها برداريد!

1- اول اين‌كه من شوي تلويزيوني رييس‌جمهور رو ديشت نديدم، راستش توانايي شنيدن و تجزيه و تحليل نداشتم. شما بذارين به حساب خنگي من! اما بعدش نشستم متنشو كامل خوندم و رو مظالبش حسابي فكركردم.

2- اين‌كه چرا مصاحبه با يك مجري يا يك خبرنگار يا يك كارشناس برگزارنشده، من نمي‌دونم. ولي آيا توي اون دم و دسنگاه عريض و طويل تلويزيون يك آدم معتمد پيدانمي‌شد يا رييس‌جمهور به كسي اطمينان نداشت. آقاي احمدي‌نژاد، اگر به حرفهاتان باورداشتيد، به‌جاي مشاور رسانه‌ايتون، سعيد ليلاز رو مي‌ياورديد يا سعيد شيركوند يا حسين عبده يا نه حتا داوود دانش‌جعفري، وزير پيشينتان يا فرهاد رهبر، معاون سابق‌تان. چرا كه اين‌كار رو نكرديد، اصلاح‌طلبان و اقتصاددان‌هاي آزاد هيچي، يعني به همكاراتون هم ايمان نداشتيد كه كلهر را آورديد، ايشان هم كه جز تاييد و سرتكون دادن كار ديگه‌اي نكردند.

3- ممنون آقاي رييس‌جمهور، اين ممنون رو به دو دليل مي‌گم. اول اين‌كه روشنمون كرديد يعني فهميديم كه شما اين همه زحمت مي‌كشيد و «آنها» نمي‌ذازن. فقط اين‌كه كيا نمي‌ذارن؟. بعد هم اين‌كه مثه يه منتقد خوب نشستيد و شرايط زمونه رو نقدكرديد. انصافا هم نقد خوبي بود، يعني كسي جرات‌نمي‌كرد اينجوري بگه كه شما گفتيد. فقط اين شرايط زمونه مگر چيزي جز حاصل كار دولت شماست؟!

4- راستي دست‌مريزاد، تكليفمون رو هم مشخص‌كرديد كه همچنان مرد ميدان هستيد و قراره يه 4 سال ديگه رييس‌جمهور باشيد و كاراتونو ادامه‌بدين. مرسي خب فرصت مناسبي بود تا تبليغاتو شروع‌كنيد واسه دوره‌ي بعد، ولي انصافا زود نبود،؟ و بقيه هم همين حقو خواهندداشت؟

5- اون بخشي از حرف‌ها كه درباره‌ي طرح تحول اقتصادي، ارز، دلار، برنامه و... محمود احمدي‌نژادغيره بود واسه ما برغاله‌ها ثقيل بود و متوجه منظور نشديم. ولي كاش كمي دقيق صحبت‌مي‌كرديد . از كلي‌گويي پرهيز. آخه اين‌كه بگيد تورم در همه‌ي كشورهاي اطراف دوبرابر شده كه نشد حرف. پس چرا قيمت بنزين در اروپا و آمريكا هرروز تغيير مي‌كنه، اما قيمت ماشين و بقيه‌ چيزا ثابته، ولي اينجا يه تصميم اول پژو 206 رو از 11ميليون مي‌رسونه به 13 تومن. بعد مي‌گيد مار چندتا نماينده بوده و شناسايي مي شن و ال وبل، بعد خود ايران خودرو يا 14 تومن ثبت‌نام مي‌كنه. الان هم كه يه شبه شد 15 تومن. راستي مگه قرارنبود يارانه پودر حذف بشه و بره واسه شير كه كمكي به دهك‌هاي پايين جامعه بشه. آخه دهك‌هاي پايي ن كه لباس‌هاي مندرس دارن كه پودر نمي‌خوان، ولي كلسيم لازم‌دارن. پودر شد 700 تومن، شير هم مه 250 تومن. آخه اين دهك‌هاي پايين كه بيشتر از همه دارن فشارو تحمن مي‌كننپس اين يارانه كو؟

6- آقاي احمدي‌نژاد، ممكنه دست از اين بازي‌ها بردارين و اين‌قدر ژست حق به ‌جانب نگيرين و تقصيرها رو گردن ديگران نيندازيد! كاري به بقيه حرف‌هايي كه مي‌زنيد و ماجراي ربودن، امام زمان و... نداريم. مي‌گن شما كم مي‌خوابين و كم مي‌خورين، ازتون خواهش مي‌كنم به موقع بخوابين ولي به‌جاي اينقدر حرف‌زدن و وعده‌دادن، كمي به حرف كارشناسان واقعي گوش كنين. اصلا هرروز چلوكباب بخورين ولي تصميم دگيرين كه يه‌هويي چند ميليارد تومنو به باد بده. به‌خدا هزينه ناهار و شام شما تو اين سه سال، كمتر از هزينه‌ي بسياري از طرح‌هاي كارشناسي نشده و بيخودي بوده كه اجراكردين

7- همين

 

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
×× امروز 3 تير بود، همين: 92 عكس از رييس جمهور در حالت‌هاي گوناگون

سه سال گذشت، همين. اما مطمئنم كه بر هيچ كس به آساني نگذشت. راستش وضع داره هر روز بدتر تز ديروز مي‌شه و تقريبا صداي همه در اومده. شوخي كه نيست، نمي‌شه آخه، چه‌جوري زندگي بكنيم. تصميمات لحظه‌اي و آمارهاي دروغ هم كه غوغا مي‌كنه، ديگه نمي‌شه به هيجي اعتماد كرد، اصلا حرمت عدد هم از بين رفته. راستش من كه از فكركردن و شنيدن و اصلا همه‌چي پكيدم ديگه، كاش يه اعصاب آهني داشتيم همه‌مون!

به هرحال سه سال از سوم تير 84 گذشت. اين‌كه چي شد كه اينجوري شد نمي‌دونم، اما بد نيست اين 92 عمس از رييس جمهور را ببينيد، شايد متوجه‌بشيد. اين عكس‌ها در زمان‌ها و حالت‌هاي مختلف گرفته‌شده و احتمالا خود گوياي همه‌ چيز هست. اگر حرفي روي عكس خاصي داريد، دريغ نكنيد و نظرتونو بگين. اين عكس‌ها رو ببينين و صبر باشين لطفا

 

BubbleShare: Share photos - Find great Clip Art Images.
  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5